نام کیوان هنرمند را احتمالا برای اولین بار در تیتراژ فیلم «گاوخونی» بهروز افخمی دیده اید که به خاطر فضای خاصش اتفاقا ساخت موسیقی برای آن کار خیلی سختی بود و قطعاتی که کیوان هنرمند ساخته بود خیلی مورد توجه قرار گرفت.


 نام کیوان هنرمند را احتمالا برای اولین بار در تیتراژ فیلم «گاوخونی» بهروز افخمی دیده اید که به خاطر فضای خاصش اتفاقا ساخت موسیقی برای آن کار خیلی سختی بود و قطعاتی که کیوان هنرمند ساخته بود خیلی مورد توجه قرار گرفت. بعد از آن هم برای چند فیلم کوتاه و بلند دیگر آهنگسازی کرد و در نهایت هم سال گذشته یکی از مهمترین آلبوم های سال را بیرون داد: اولین آلبوم بهرام رادان، ستاره سینمای ایران به عنوان خواننده به نام «روی دیگر».

با کیوان هنرمند درباره سال 1392 و اتفاقاتی که در موسیقی ایران و جهان افتاد صحبت کردیم. هنرمند چند پیشنهاد موسیقی از میان آلبوم هایی که در این یکی دو سال منتشر شده هم برای عیدتان دارد.

سال گذشته برعکس حوزه سینما که چندان پر سروصدا نبود و تولیدات درخشانی نداشت در حوزه موسیقی خبرهای خوبی داشتیم. از همان اول سال که شروع کنیم آلبوم موسیقی بی کلام علی جعفری پویان بودکه مجموعه ای از قطعاتی را که در آنها نوازندگی کرده بود با محوریت ویولن جمع آوری کرد و در یک مجموعه قرار داد. اولین بار بود که یک نوازنده و نه یک آهنگساز در ایران آلبومی از خودش منتشر می کرد.

- دقیقا این مهمترین نکته اش است که «رد انگشتان من» آلبوم یک نوازنده بود. اکثرا نوازنده های حرفه ای و استودیویی ما یک کاری را می زنند و می روند و خیلی هم نسبت به آن تعهدی از خودشان نشان نمی دهند و حتی من شنیده ام که بعد آن کار را دیگر گوش هم نمی دهند. فکر می کنند آهنگ مال کس دیگری است و به آنها ربطی ندارد. کاری که علی جعفری پویان کرد خیلی کار قشنگی بود و برای بقیه نوازنده ها هم پیام خوبی دارد که هم در انتخاب کارهایشان دقت کنند و وسواس به خرج بدهند و هم کاری را که با عشق کرده اند در ادامه هم پیگیرش خواهند بود و دوستش خواهند داشت.



اینکه یک نوازنده بیاید مجموعه آهنگ هایی را که در آنها برای آهنگسازان مختلف ساز زده است، در یک مجموعه بیاورد، خیلی کار مسئولانه قشنگی است. علاوه بر اینها چون خود آلبوم از کار چند آهنگساز مختلف تشکیل شده بود طعم ها و رنگ های مختلف داشت که خیلی به جذابیت کار کمک می کرد.

بعد جلوتر می آییم و در جهان کنسرت راجر واترز را داریم که در ترکیه برگزار شدو ایرانی های زیادی هم در آن شرکت کردند و به نظرم اولین مواجهه ایرانیان با یک کنسرت سوپر حرفه ای بود و برای ما که کنسرت هایمان اینجا خیلی جمع و جور برگزار می شود و فقط سالنش بزرگ می شود وگرنه در ابعاد دیگر پیشرفتی ندارد، خیلی جذاب بود.

- البته نمی دانم این را شنیدی یا نه ولی الان اکثر منتقدان موسیقی جهان و ایران سایت های موسیقی این کنسرت «دیوار» راجر واترز را بزرگترین و موفق ترین کنسرت تاریخ نام گذاشتند. یعنی الان داری با چیزی مقایسه می کنی که دیگ رآخر حرفه ای بودن در همه دنیا بوده است. خیلی حرکت بزرگ و عجیب و غریبی بود. من مثلا یک شانس دیگ رآوردم که اجرای سانتانا را در فستیوال جاز دیدم که بی نظیر بود. نکته جالبش این بود که در این فستیوال نه چندان مشهور گروه های مختلف کوچک و بزرگ شرکت کرده بودند که خیلی هایشان ناشناس بودندو سانتانا هم به عنوان نوازنده مهمان آمده بود. از این اجرا می شد چند چیز خوب یاد گرفت. اول اینکه برگزارکنندگان این کنسرت از یک چهره بزرگ جهانی استفا��ه کردند اما نکته مهمتر کارهای تبلیغاتی بود که برای این کنسرت انجام دادند. مثلا ما اینجا وقتی کنسرت می گذاریم سر یک ساعتی برگزار می شود و فوقش نیم ساعت زودتر آدم ها می روند و کنسرت برگزار می شود و بعد هم خداحافظ. در حالی که می تواند هزار و یک اتفاق دیگر بیفتد. مثلا برای همین فستیوال جاز تویوتا آمده بود و تبلیغات عجیب و غریبی می کرد.

اولین سوالی که برای ما پیش می آید که تویوتا اصلا مگر برندی است که نیاز به تبلیغ داشته باشد؟ ولی می آید به مخاطبان آن جشنواره به عنوان مشتری های خوب نگاه می کند و کلی هم فیدبک مثبت می گرفت. حالا فکر کنید ما جشنواره موسیقی فجری داریم که می شود همه این کارها و حتی بیشتر را در آن کرد اما ما خشک و خالی آن را برگزار می کنیم و ببینید که چقدر ما به وجود اسپانسرها احتیاج داریم ولی این بستر فراهم نمی شود. امسال در زمینه کنسرت در ایران اتفاق خوبی که افتاد فقط سفر خوانندگان پاپ و اجرای کنسرت در شهرهای کوچک بود که پیش از امسال سابقه نداشت.

برای من خبر خوب دیگر جشن موسیقی ما بود که در قبل و بعد از انقلاب اتفاق بی سابقه ای بود که برای اولین بار یک جشن موسیقی مستقل در ایران برگزار شود و در بخش های مختلف، از دید مخاطبان موسیقی، منتقدان و آهنگسازان جداگانه جایزه داده بودند. یعنی توجه به تخصص گرایی و مثلا نشان داده بودند که نوزسندگان حوزه موسیقی هم جزیی جدی از خانواده موسیقی هستند.

بعد هم اواسط سال به آلبوم های موفق می رسیم. مثلا آلبومی که رضا یزدانی و اندیشه فولادوند به طور مشترک با کارن همایونفر داشتند و همکاری یزدانی با همایونفر از کارهای قبلی اش خیلی موفق تر بود. «آقای بنفش» گروه پالت که جزو آلبوم های تلفیقی موفق امسال بود. کلا امسال موسیقی تلفیقی خروجی خیلی موفقی داشت.

- به نظرم مسئله این است که جرأت ها در موسیقی خیلی بیشتر شده است. فکر می کنم خدا را شکر اعتماد به نفس موزیسین ها بالاتر آمده است و جرأت می کنند کارهای جدید بکنند نه اینکه روی همان تم های قدیمی دائم کار کنند. من امسال کلی آلبوم های بی کلام دیدم که این خودش خیلی جالب بود. بعضی ها کیفیت شان بهتر و بعضی بدتر بود اما جرأت اینکه تجربه بکنی و به این سمت بروی کلا جزو اتفاقات مثبت موسیقی در سال گذشته بود.

سال های قبل اگر «دارکوب» می خواست این کار را بکند حتما یک خواننده مهمان هم دعوت می کرد که آواز هم در آلبومش باشد اما امسال گروه های کوچکی که شهرت و توانایی های همایون نصیری را هم ندارند این جرأت را پیدا کردند که بگوید: موسیقی ما همین است! دقیق نمی دانم که حالا اینها از خروجی کارشان راضی هستند یا نه و سال دیگر هم به این کار ادامه می دهند یا نه. به هر حال من معتقدم در سال آینده ما چندین خبر تکان دهنده در حوزه موسیقی خواهیم داشت. یعنی جای پاهایی که قبلا محکم شده حالا قدم های خیلی بزرگتری برمی دارند.

اتفاق خوب دیگر سال گذشته این بود که قبل از جشنواره فجر معاونت موسیقی مجوز اجرای اولین کنسرت راک کانتری به زبان انگلیسی را داد.

- باور کردن این اجرا برای ما واقعا سخت بود. هیچ وقت فکر نمی کردیم که روزی چنین اتفاقی بیفتد. خیلی خوشحال کننده بود. من متاسفانه این اجرا را ندیدم ولی همه کسانی که آن را دیده بودند خیلی راضی بودند و شنیده ام که اجرای خیلی خوبی هم بوده است. الان دلم می خواهد درباره کنسرت گذاری در ایران هم حرف بزنم. ببین من امسال کنسرت رولینگ استونز رفته ام که هر کسی در دنیا آنها را می شناسد با اینحال برای کنسرت شان از چند ماه پیش تبلیغات گسترده ای کرده اند که در تمام طول تورشان ادامه پیدا کرده است. اینها کارهایی است که ما باید یاد بگیریم و آنها را انجام بدهیم. نباید خوانندگان و موزیسین های ما فکر کنند که خب ما خیلی خوب هستیم و بقیه هم دنبال ما می آیند.



دلیلش این نیست که هنرمند ما برنامه ریز و مدیر ندارد و بیشتر با یک واسطه شبیه پیمانکار کنسرت می گذارد و با مخاطب در ارتباط است.

- دقیقا همینطور است. بعد تازه باید توجه کنیم که مدیر برنامه هم با برنامه ریز کنسرت خیلی فرق دارد. من درباره یک روابط عمومی بزرگ صحبت می کنم. هنرمندان ما باید دائم در اخبار باشند و از مردم بازخورد بگیرند که کدام حرکت شان مورد توجه قرار گرفته است. نه اینکه با موج مردم پیش بروند. مسئله فقط ارتباط دئو طرفه است.

کاش در آخر صحبت مان درباره آلبوم های خوب این چند سال اخیر هم حرف بزنیم. خود من این ماه آلبوم «نه فرشته ام، نه شیطان» همایون شجریان را گوش دادم که به نظرم تجربه بسیار خوب و متفاوتی بود. امسال چه آلبومی را شنیده ای که به مردم پیشنهاد شنیدنش را می دهی؟

- راستش آلبومی که محصول سال 92 باشد و بخواهم معرفی کنم کار ارکسترال حمید دیبازر و گروه فوژان در آلبوم «بوم» است اما چند پیشنهاد دیگر هم دارم که مربوط به اواخر سال 91 می شوند: یکی آلبوم «ایستگاه بلوز» رضا سبکتکین که نوازنده فوق العاده قوی است اما به خاطر شخصیت منزوی خودش خیلی شناخته نشده و دیگری آهنگ «لب تیغ» از آلبوم «عاشقانه ها»ی احسان خواجه امیری است. به نظر خواجه امیری از لحاظ آواز خیلی سخت و تکنیکی می خواند به اضافه اینکه واقعا خوش صدا هم هست. ترانه این آهنگ به نظرم خودش در موسیقی قبل و بعد از انقلاب یک اتفاق است. حیف که این آهنگ خیلی شناخته نشد.




 


مطالب پیشنهادی: 
«پایتخت ۳» و «سه ستاره» پرمخاطب​ترین برنامه​ها
حراج نقاشی 85 میلیون دلاری از چهره «فروید»
نوروز 1410 را چگونه گذراندید؟
یادی از شیراز و بهارنارنج‌های بهاری‌اش
هفت سین بازیافتی در گنبد جبلیه

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه