حروف و کلمات فارسی، منبع الهام من در طراحی هستند.


 «سین سلام» نام آخرین اثر اجرا شده ستاره امین الهی هنرمند جوان است که در ورودی پارک ساعی نصب شده. امین الهی در این اثر حجمی، شیوه ای را ابداع کرده که «خط- مبلمان» نام دارد. همان طور که خودش تاکید می کند، می توان این اثر را مجسمه ای کاربردی دانست. امین الهی، متولد بهمن۱۳۵۸ در تهران است. او پس از اتمام تحصیلات معماری به فرانسه رفت و دومین مدرک کارشناسی ارشد خود را با موضوع «باغ معلق» از مدرسه معماری پاریس لویلت دریافت کرد. پس از تجربه کار در دفاتر معماری از فرانسه به کانادا رفت و بعد از مدتی کوتاه اقدام به ابداع و طراحی مجموعه «خط-مبلمان» کرد. او در 10سال گذشته، طی سفر به ایران، پیوند خود را با وطن خویش که از آن به عنوان سرچشمه تمام ایده هایش یاد می کند، حفظ کرده. اینک پس از اقامتی نسبتا طولانی در ایران و تجربه همکاری با سازمان زیباسازی تهران، در ونکوور کانادا ساکن است. این گفت وگو نگاهی دارد به طراحی های امین الهی و راهی که برگزیده.
    
از چه زمانی این طراحی ها شروع شد؟
بیش از چهارسال از نخستین طراحی و بیش از سه سال از نخستین اجرای خط-مبلمان می گذرد. همچنین از دوسال پیش کار با چوب را آموختم و هدایت و اجرای آثار چوبی را بر عهده گرفتم.
    
در طرح هایتان از چه چیزی تاثیر می گیرید؟ چه چیزی اولین بار باعث شد خط و کالیگرافی را وارد پروسه طراحی مبلمان کنید؟
حروف و کلمات فارسی، منبع الهام من در طراحی هستند اما این ایده بسیار اتفاقی و در پروسه طراحی یک کمد کوچک به ذهنم خطور کرد. طراحی در ابتدا عبارت بود از یک جعبه ساده چوبی که روی در آن، طرح یک زن مینیاتوری به گونه ای نقش می بست که در دستانش کتاب اسطوره سیزیف اثر کامو قرار می گرفت و پیرامونش را بخش هایی از شعر زیبای مولانا «دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر/ کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست... ..» احاطه می کرد. در پایان، از آنجایی که کانسپت کار به انسان باز می گشت، به نظرم رسید که جالب می شود کلمه انسان را به شکلی گرافیکی به دور جعبه کشیده و به آن حجم بدهم. چنین ایده ای این امکان را به من می داد تا از دو نقطه کلمه انسان، به عنوان دستگیره کشو و قفسه استفاده کنم و این عمل از دیدگاه استعاری، مانند ورود به درون ذهن و قلب آدمی بود. این ایده آنقدر برایم جذابیت داشت که پس از آن کار روی کلمات با معنا را شروع و تلاش کردم قابلیت های خط فارسی را در این زمینه کشف کنم که این تلاش تا به امروز ادامه دارد.
    
 می دانستید که قبل از شما هنرمندانی خط را در فضای سه بعدی اجرا کرده اند برای مثل مرحوم پیلارام در یکی از کار هایش چنین رویکردی داشت و همین طور زنده یاد مافی...
 بله. در مورد مجسمه های بزرگ تشکیل شده از خط زنده یاد پیلارام شنیده ام. همچنین می دانم که استفاده از خط و خوشنویسی در مجسمه سازی به هنرمندان ایرانی محدود نمی شود و نمونه های زیبایی از آن در زبان های دیگر نیز موجود است.
    
به نظر می رسد کار شما تنها به لحاظ کاربردی بودن آثاری که می سازید با کار های هنرمندان قبلی تفاوت دارد. کار های هنرمندان قبلی وجهی دکوراتیو دارد ولی کار شما کاربردی است. این تفسیر را قبول دارید؟
این کار مانند واردکردن رشته ای نو در طراحی و هنر است مثل نقاشی خط ها که از تلفیق خوشنویسی و نقاشی پا به عرصه وجود گذاشتند. من خط-مبلمان را مجسمه ای کاربردی می دانم که در کنار ظاهر مجسمه وار، به واسطه عملکرد و قوانین حاکم بر آن، به شیوه ای متفاوت ایده پردازی و اجرا می شود.
    
نظرتان درباره موج استفاده از خط روی اشیا و البسه (از تزیینات نجا مهداوی روی بدنه هواپیما ها گرفته تا کاربرد خط روی لباس مردان و زنان ایرانی ) چیست؟
     تا زمانی که خلاقیت و نوآوری زمینه ساز اینگونه آثار باشد، دوست دارم و از آن لذت می برم اما از تکرار، تقلید و برداشتن ایده های دیگران و منفعت بردن از آن به راستی بیزار و رویگردانم.
    
    چرا از خط نستعلیق یا سایر خطوط خوشنویسی استفاده نمی کنید؟
     برخی از خطوط خوشنویسی به منظور ویژه ای ابداع شده اند و استفاده از آنها در هر اثری جایز نیست. همچنین خط نستعلیق و سایر خطوط هر یک از قواعد خاصی پیروی می کنند و به کاربستن آنها نباید با تغییرات زیادی همراه باشد. این در حالی است که تجسدبخشیدن به خط به همراه عملکرد نیز محدودیت های خاص خود را دارد. ترکیب این دو مقوله دست من را به عنوان طراح محدود می کند و مانند این است که بخواهیم از روزنی باریک به احوالات آسمان پی ببریم. من این پنجره را باز گذاشته ام و برای هر طرح، خطی ایجاد می کنم که در کنار فرم مطلوب، نهایت ظرفیت عملی آن استفاده و به مخاطب ارایه شود. از این رو نام «خط- مبلمان» و نه «خوشنویسی- مبلمان» را برای آن انتخاب کرده ام. برای معادل انگلیسی ، کالیگرافی- فرنیچر را با توجه به معنای معاصر خوشنویسی در غرب برگزیده ام چرا که فکر می کنم معنای هر واژه را باید در پیش زمینه فرهنگی آن زبان جست وجو کرد.
    
پپروسه ایده پردازی شما چطور اتفاق می افتد؟ اول فضا را می بینید و بعد اتود می زنید یا اتود های ثابتی دارید و در فضا های مختلف به اجرا درمی آورید؟
پبه خاطر پیشینه معماری، کانسپت برایم از اهمیت خاصی برخوردار است و از آنجا که شعر جزو لاینفک زندگی من است اکثر ایده ها در ارتباطی تنگاتنگ با جهانی شاعرانه اند. ابتدا شعری می گویم و سپس فکری برای طراحی شکل می گیرد. گاهی نیز به قدری تاروپود این دو به هم تنیده اند که دیگر نمی دانم کدام یک، پیش از دیگری روی داده است. مانند آخرین کار اجراشده ام به نام «سین سلام» که در فراخوان زیباسازی انتخاب و پیش از نوروز در خیابان ولیعصر، نزدیک در ورودی پارک ساعی نصب شد. قسمتی از آن شعر به این صورت است: «نه هزاری و نه صد / یک سلام است مرا / از سرش افتاده است/ سین زرین بر خاک/ لام مانده است خجل، کنج گلو/ تا که از کام، سخن نتوان گفت...». از آنجاکه ایده ها در فضایی انتزاعی شکل می گیرند، در زمان اجرا انتخاب نهایی متریال، بافت و رنگ در هماهنگی و قرارگیری اثر در فضا بسیار مهم و تعیین کننده است. برخی برای فضای داخلی و خصوصی و برخی دیگر برای فضا های عمومی و کار طراحی می شوند و ویژگی های مخصوص به آن مکان را در کنار هویتی مستقل، اخذ می کنند.
    
این روز ها تب خط و نقاشیخط همه جا را فراگرفته. طبیعی است که بخشی از این فراگیری نقاشیخط و خط به بازار خوب این رشته در حراج ها و برخی نمایشگاه های هنری کشور های عربی مربوط است. شما چقدر در این مجموعه آثار متاثر از این تب بوده اید؟!
    کار من به خط- مبلمان محدود نمی شود و به موازات آن روی مجموعه ای کار می کنم که «طرح - آینه» نام دارد. طرح آینه ها میکس مدیا هایی هستند که آینه کاری عضو ثابت آن است. در کنار هنرمندان دیگری که از آینه به خوبی در آثار خود استفاده می کنند، من در جست وجوی تلفیق تکه های آینه با دغدغه های ذهنی خویش، شکل دادن به آن و تقسیم این رهاورد با بیننده ام. آینه تنها مدیومی است که مخاطب را به حقیقت به درون اثر برده و حرف خود را در گوش او خاموشانه زمزمه می کند. هنوز از قابلیت های این مدیوم به تمامی در هنر معاصر ایران استفاده نشده. هرآنچه افق های تازه ای به دست می دهد و چالش برانگیز است، مرا به خود جذب می کند. این توضیحات از آن جهت است که بگویم نه تب کرده ام و نه به دنبال مد روز در بازار هنر خاورمیانه ام. از سوی دیگر منکر این واقعیت نیستم که کاری که انجام می دهم به واسطه ماهیتی که دارد بسیار ایرانی است و می تواند آن دسته از هنرمندانی را که به این حراجی ها راه دارند وسوسه کند تا با شهرتی که دارند از ایده عملکرد بخشیدن به خط استفاده کرده و آن را به نام خود تمام کنند. از آنجاکه از ابتدا این نگرانی را با خود داشته ام، هنرمندان سرشناسی را به عنوان گواه و راهنما در جریان شکل گیری و اجرای کار های خود قرار داده ام.
    
این مجموعه آثار از نگاه مخاطبان غربی چگونه تفسیر و تاویل می شوند و جذابیتی برای آنها دارد؟ اگر پاسخ مثبت است خط فارسی به کاررفته در آنها یا فرم کارها برایشان جذابیت دارد؟
 جالب است بدانید یکی از مشوقان اصلی من از آغاز دکترژان مژران، استاد و راهنمای پروژه دیپلمم در مدرسه معماری لویلت پاریس بوده است اما طبیعتا نگاه غربی در ابتدا فرم این آثار را می بیند.
    
 
www.seemorgh.com/culture
منبع: magiran.com

مجری جنجالی، اموال شوهر سابقش را توقیف کرد!!
شکل و شمایل متفاوت فاطمه معتمدآریا روی فرش قرمز جشنواره ونیز ۲۰۱۴ + تصاویر
بزرگترین غافل گیری کنسرت های سال: حضور ناگهانی سوپراستار در کنسرت مرتضی پاشایی
شبِ هرگز
چرا همسر این خواننده معروف، طرفدار او نیست؟! 
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه